قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
245
درة التاج ( فارسى )
و ملك - و صناعت مهنت ملكىّ ، و صناعت مدنىّ . و بعد ازين شروع در مقصود كرديم - كى تهذيب اخلاق است ، و برشمرديم از آن اصول آن ، جون : عفّت ، و شجاعت ، و حكمت ، و عدالت . - و فروع آن - جون : سخا ، و قناعت ، و صبر ، و حلم ، و كرم ، و عفو ، و صفح ، و تجاوز ، و رحب - الذّراع ، و كتمان السّرّ ، و علم - و بيان ، و فطنت ، و اصابة الرّأى ، و حزم ، و صدق ، و وفا ، و رحمت ، و ودّ ، و حيا ، و بزرگ همّتى ، و حسن عهد ، و تواضع . و حدّ - و حقيقت هر يك را بيان كرديم . و همجنين كيفيّت اكتساب آن ، و ازالت اضداد آن . و جون از تهذيب اخلاق بر سياقت حكما فارغ شذيم ، شروع در حكمت منزلىّ - و مدنىّ كرديم « ( هم بر شيوهء ايشان « و » آن را در جهل و دو فصل ايراد كرديم ) » برين ترتيب : فصل اول - مراد از منزل ، و مدينه جماعتى اندكى مكانى حاوى ايشان « [ باشد ] » - و اگر خوذ در صحرائى باشند . فصل دوّم - در اجزاء منزل - كى : زوج - و زوجه است ، و مولى - و عبد ، و والد - و ولد ، و قنيه - و مقتنا « 1 » . فصل سيّم - مدينه - و منزل ، قياس هر يكى ازيشان ، قياس بدن انسان است . فصل جهارم - جنانك طبيب معالجهء عضو معلول بقياس با جملهء بدن - و اعضاء مجاور او كند ، مدبّر مدينه - در تدبير اجزاء مدينه همين معنى نگاه دارذ . فصل بنجم - مستنكر نيست - كى بعضى مردمان را قدرتى باشد - بر استنباط معتدل از بعضى افعال ، جنانك مستنكر نيست - كى بعضى را قدرتى باشذ بر استنباط معتدل از بعضى غذاها - به نسبت با خوذ .
--> ( 1 ) - مقتنى - ظ - مقتا - ط - مقتينا - ه .